ـــــبانویـــــــــــ آبیــــــــــــــــ

نمی دونم می برم یا می بازم...

ولی دوس دارم جوری تلاش کنم که اگه باختم کل ورزشگاه به احترامم بلند شند و به افتخارم دست بزنند...

همین:))

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۶ تیر ۹۷، ۲۳:۱۹ - بانوی شرقی
    لایک ^-^
  • ۱۶ تیر ۹۷، ۲۲:۳۲ - a.r rashvanlui
    خواهش

۱۱ مطلب با موضوع «حالـــــــــ خوب» ثبت شده است

۲۹
اسفند

سلام :)

اصفهان ، نجف آباد ، یادمان شهدای نجف آباد، دقیقا سر قبر شهید حججی سالمان تحویل شد امسال :))

دعا گوی همه بودیم :))

امیدواریم دعاگومون بوده باشید :)

همین :)

  • *یه خانوم گل*
۲۷
اسفند

سلام :)

سال جدید در راهه.

خواستم بگم که اگه پستی گذاشتم بهتون برخورد یا با نظرام رنجوندمتون ، بدونید که قطعا حق با من بوده :/

اصلا هم از این قرتی بازیا خوشم نمیاد. :/ عاشق شخصیتمم هستم و تو سال جدید همین شخصیتو حفظش میکنم :/

هیچ برنامه ی خاصی هم برا سال جدید ندارم. :/ اصلا هم دلم نمی خواد به کارایی که کردم فکر کنم. :/

در کل خوب کردم. صحبتم نباشه اعصاب ندارم :/

برای ارسال انتقادات و پیشنهادات هم چند تا راه وجود داره :

1. بنویسید رو کاغذ بعد اتیشش بزنید.

2. بنویسید رو کاغذ بزنید به دیوار سرتونو بکوبید توش.

3. پیش خودتون نگهشون دارید شاید بعدا لازمتون شد.

#باجنبه_باشیم

:)

حالا اینا که شوخی بود. در کل حلال کنید :))

همین:)

  • *یه خانوم گل*
۱۱
اسفند

 

همین که دیدم نشست و به دیوار تکیه داد ارام ارام به سمتش خزیدم و او با لبخند مرا در اغوش کشید.

گفتم " زن عمو جان ، دستت را روی سرم بکش شاید آرام تر شدم. "

لبخند صداداری زد و گفت " چشم "

دستانش را روی سرم کشید و تمام شد.

همه ی بار ها از دوشم برداشته شد. انقدر ارام شده بودم که گذر زمان را حس نمی کردم.

فاطمه که تازه نمازش را تمام کرده بود به سرعت کنار زن عمویم ظاهر شد و گفت : زن دایی. منم حسودیم شد خب "

زن عمو ی جان لبخند گشادی زد و هر دویمان را در آغوشش محکم فشار داد. بعد دستان 

پر مهرش را بالا برد و دعا کرد.

چیزی درونم تغییر کرد. انگار خداوند همان لحظه که زن عمویم دستانش را بالا برد دعایش را مستجاب کرد.

فاطمه هم مانند من بود. هر دو به گریه افتاده بودیم. فاطمه می گفت : فاطمه ( جفتمون اسممون فاطمه س :) ) دعای زن عمو مستجاب شده. این را خوب می فهمم...

+چهارشنبه شب. زیر باران . در مکانی که دعای همه مستجاب خواهد شد...

  • *یه خانوم گل*
۲۵
بهمن

نمی دونم چرا

ولی حس می کنم امشب یه شب خاصه...

امشب حس خوبی دارم.

+فردا تاتر داریم با بچه های هشتمی :| حرف گوش نمی دن

+امروز خوب درس نخوندم. تو کتابخونه یه عالمه با مولود و فاطمه حرف زدیم :))

+به مناسبت ولنتاین سه تایی رفتیم کافی شاپ :)))

همین طوری یهویی نوشت 

:)

  • *یه خانوم گل*
۲۴
بهمن

سلام:)

اینو تا آخر گوشــــــ بدید :)

بهترین موسیقی که تا حالا گوش کردمــــــــ 

  • *یه خانوم گل*
۲۲
بهمن

ای یار غلط کردیـــــــــــ

با یار دگر رفتیــــــــــــــــــــــــــــــ

از کار خود افتادیــــــــــ

در کار دگر رفتیـــــــــــــــــــــــــ

+مولانا 

+مولانا رو هم عصبانی کردید. اَه...

+همینطوری نوشت

+ بی منظور نوشت

  • *یه خانوم گل*
۱۲
آذر

تنها

دوروز از سال است که نمی توان در آن کاری کرد

یکی دیروز یکی فردا...

پس شروع کن و امروزت را بساز 

:)

+همینطوری نوشت

  • *یه خانوم گل*
۰۲
آذر

تو بیمارستان پیجم میکنن..

سریع خودمو به اورژانس میرسونم...

یه خانم میانسال میبینم که تا متوجه میشه من پزشکم میاد جلو و با چشمایی که پر از اشکه میگه :

خانوم دکتر تو رو خدا بچه ام رو نجات بدید...

اخم هامو میکنم تو هم...

دختر رو معاینه میکنم

تشخیص پزشک اورژانس درست بوده باید سریع بره اتاق عمل...

.

.

.

از اتاق عمل میام بیرون...

خستگی شدید و گرفتگی عضلاتم مانع نمیشه که به مادر بیمار لبخند نزنم...

خانم میانسال میاد جلو...این بار باچشمایی پر از امید و البته یه کوه خستگی...

بهش میگم دخترتون سالمه سالمه فقط چند تا بخیه داره که احتمالا جاشون میمونه...مشکلی که نیست؟؟

مادر بیمار لبخند میزنه ... حال نداره وگرنه کلی به حرفم میخندید...

با یه حال خوب میرم واسه یه استراحت یه ربعه...

اینم از ارزوی ما...:))

#آرزو هام

+کامنت یادتون نره:))

  • *یه خانوم گل*
۰۲
آذر

اینم واسه اینکه یکم جو عوض شه :)) هعـــــــــــــــــــــــــــــــــی

  • *یه خانوم گل*
۰۱
آبان

شاد بودن تنها انتقامی است که انسان میتواند از زندگی بگیرد...

#چگوارا

  • *یه خانوم گل*