ـــــبانویـــــــــــ آبیــــــــــــــــ

نمی دونم می برم یا می بازم...

ولی دوس دارم جوری تلاش کنم که اگه باختم کل ورزشگاه به احترامم بلند شند و به افتخارم دست بزنند...

همین:))

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۴ ارديبهشت ۹۷، ۲۱:۲۵ - بانو ...
    نچ نچ
۰۹
آذر

بچه ها 

بیاید طی یه حرکت خود جوش یه کمپین راه بندازیم

به اسم  " کفش تنتاکی ها "

باشد که مورد توجه سازندگان این کفش قرار گیرد و 

با تبلیغ های 5 دقیقه ای شون وسط قسمت حساس یه سریال

نابودمون نکنن

ممنون:)

+همینطوری نوشت

  • *یه خانوم گل*
۰۹
آذر

دعوی عشق ز هر بوالهوسی می آید

دست بر سر زدن از هر مگسی می آید...

از ما گفتن بود جماعت...

همین:)

+ همینوری نوشت :)

  • *یه خانوم گل*
۰۷
آذر

سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو 

ای بی بصر من میروم؟؟؟ او میکشد قلاب را...

+همینطوری نوشت

+سعدی غیر مستقیم فحش داده ها ( ای بی بصر = نابینا :d )

  • *یه خانوم گل*
۰۵
آذر

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟؟؟

همین:)

  • *یه خانوم گل*
۰۴
آذر

کاش میشد ما هم مثل مونوسیت بودیم...

 

مونوسیت یه گلبول سفید خیلی بامعرفته:) :!

وقتی یه بافت عفونت میکنه مونو سیت با اینکه میدونه اگه از خون خارج بشه دیگه نمیتونه به خون برگرده

(چون تغیر شکل میده )

و اگه نتونه به خون برگرده زود تر از موعد میمیره( از لحاظ دفع با چرک وگرنه در حالت عادی عمرش بیشتر هم میشه) باز هم به بافت میره تا از خطر احتمالی عفونت جلوگیری کنه...

اون حتی زمانی که تو بافته و به خون دسترسی نداره بی معرفتی نمیکنه و پروتیینی میسازه 

به نام پروتیین مکمل که این پروتیین هم توی خون غشای میکروب رو نابود میکنه...

دم این گلبول سفید گرمـــــــــــــــــ:)

بیاید مث این گلبول سفید باشیم :))

+ هر چی گفتی خودتی :| خو زیست خوندم بده مگه :|

  • *یه خانوم گل*
۰۲
آذر

تو بیمارستان پیجم میکنن..

سریع خودمو به اورژانس میرسونم...

یه خانم میانسال میبینم که تا متوجه میشه من پزشکم میاد جلو و با چشمایی که پر از اشکه میگه :

خانوم دکتر تو رو خدا بچه ام رو نجات بدید...

اخم هامو میکنم تو هم...

دختر رو معاینه میکنم

تشخیص پزشک اورژانس درست بوده باید سریع بره اتاق عمل...

.

.

.

از اتاق عمل میام بیرون...

خستگی شدید و گرفتگی عضلاتم مانع نمیشه که به مادر بیمار لبخند نزنم...

خانم میانسال میاد جلو...این بار باچشمایی پر از امید و البته یه کوه خستگی...

بهش میگم دخترتون سالمه سالمه فقط چند تا بخیه داره که احتمالا جاشون میمونه...مشکلی که نیست؟؟

مادر بیمار لبخند میزنه ... حال نداره وگرنه کلی به حرفم میخندید...

با یه حال خوب میرم واسه یه استراحت یه ربعه...

اینم از ارزوی ما...:))

#آرزو هام

+کامنت یادتون نره:))

  • *یه خانوم گل*
۰۲
آذر

اینم واسه اینکه یکم جو عوض شه :)) هعـــــــــــــــــــــــــــــــــی

  • *یه خانوم گل*
۳۰
آبان

  • *یه خانوم گل*
۲۷
آبان

سلامــــــــــــ به همه...خنده

بیاید یه چالـــــــــش راه بندازیم به اسم چالش آرزوهـــــــــــام...

بعد ارزو هامونو به صورت یه پست توی وبلاگمون قرار بدیمــــــ عنوان پست آرزو هام باشه  زیر پست همــــ  بنویسیمــــــ #آرزوهام

به نظرم باید جالبــــــــــ باشه...لبخند

همه ی کسایی که این پستـــــــــــ رو خوندن رو به چالش دعوت میکنمـــــــــــــــ:).

خودممـــــــــ چهار شنبه پستمــــــــ رو قرار میدمـــــــــ...

ممنونـــــــــــ :))

  • *یه خانوم گل*
۲۶
آبان

  • *یه خانوم گل*