ـــــبانویـــــــــــ آبیــــــــــــــــ

نمی دونم می برم یا می بازم...

ولی دوس دارم جوری تلاش کنم که اگه باختم کل ورزشگاه به احترامم بلند شند و به افتخارم دست بزنند...

همین:))

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۶ تیر ۹۷، ۲۳:۱۹ - بانوی شرقی
    لایک ^-^
  • ۱۶ تیر ۹۷، ۲۲:۳۲ - a.r rashvanlui
    خواهش

بی وجدان نشویم...

چهارشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۴۸ ب.ظ

خواب عجیبی دیدم دیشب...

خواب دیدم پای برادر 12 ساله ام به شدت اسیب دیده و یک تکه شیشه ی بزرگ در دستم خرد شده بود.

خون سرتا پای من و برادرم را گرفته بود.

برادر 12 ساله ام را روی دوشم گذاشتم و با چشمانی پر از اشک وارد بیمارستان شدم.

همه ی تخت ها یا پر از بیمار بود یا به شدت کثیف بود.

ترسیدم برادرم را روی یک تخت کثیف بگذارم و پایش عفونت کند.

از طرفی دست خودم هم به شدت درد می کرد .

پرستاری را از دور دیدم. به سرعت به سمتش دویدم و فریاد زدم و کمک خواستم. 

پرستار بدون اینکه سر بلند کند پرسید چقدر پول داری ؟

و من گفتم هیچ !

پرستار همانطور که سرش پایین بود پوزخندی زد و رفت.

ناگهان بیمارستان خالی از هرگونه جنبنده شد. در اتاقی را باز کردم. یک دندانپزشک خانم داشت وسایلش را جمع می کرد که برود.

برادرم هنوز روی دوشتم بود. دست مجروحم را بالا بردم و از او کمک خواستم. برادرم ناله می کرد.

دندانپزشک پوزخندی و زد و گفت که او یک دندانپزشک است و این کار های کثیف در حیطه ی کاری اش نیست.

.

.

.

.

.

با گریه از خواب بر خاستم.

لب تاب را روشن کردم و در اینترنت سرچ کردم " بی وجدان "

و کودکی را دیدم که بخیه هایش ناجوانمردانه کشیده شده بود...

حرف دلم را شاید نفهمید اما ...

پرستار ها و پزشک هایی که این متن را می خوانند...

هر چه هستید باشید اما لطفا بی وجدان نشوید...

همین

  • *یه خانوم گل*

نظرات  (۱۲)

انسانم آرزوست :-(
پاسخ:
:(
:'(
پاسخ:
:(
چه وحشتناک
پاسخ:
:(
این اتفاق قدیمیه...متاسفم برای مملکتمون
پاسخ:
:(
دلم غش کرد😭😭😭
پاسخ:
:(
:((
پاسخ:
:(
خاک بر سر بی وجدانشون کنن:(
ننگ بر ادمیتشون:(
این ها رو باید اینجور بلاها سرشون اورد:(
خاک بر سرشون:(
پاسخ:
:(
  • آروین اردکانی
  • چه خواب وحشتناکی...
    متاسفم واقعاً...
    پاسخ:
    بله واقعا
  • گرافیست ارشد
  • آخ آخ ، احسنت..
    راستی قالب جدید هم مبارک :)
    پاسخ:
    :(
    متشکرم :))
    :((
    پاسخ:
    :((
  • روزالی پیرسون
  • انسانم ارزوست
    پاسخ:
    واقعا هم
    :(((
    پاسخ:
    :(((

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">